نوشته ها و اندیشه های جواد نعیمی

نوشته ها و اندیشه های جواد نعیمی

My Photo
Name: Javad Naeemi
Location: mashad, khorasan, Iran

جواد نعيمي به سال 1335 به گيتي گام نهاد. شهد بالندگي را در مشهد مقدس چشيد و كوله بار تحصيل در رشته هاي برق و الكترونيك را به دوش كشيد ، اما عرصه ي فرهنگ و ادب را بيشتر پسنديد و آن را برگزيد . فعاليت هايي همچون آموزش و راهنمايي ادبي كودكان و نوجوانان ، تدريس، همكاري با مطبوعات، نوشتن برنامه هاي راديويي، كارشناسي و مشاوره در امر گزينش و انتشار كتاب در پاره اي از موسسه هاي فرهنگي و انتشاراتي ، داوري مسابقه هاي فرهنگي، ويراستاري و كتابداري را مي توان حاصل اين رويكرد دانست. اين نويسنده ، نخستين كتابش را در سال 1356 پديد آورد و تاكنون هفتاد اثر در زمينه هاي مختلف اجتماعي ، مذهبي ، و ادبي ؛ از جمله آثاري براي كودكان و نوجوانان نوشته و منتشر كرده است.

Tuesday, February 28, 2006

سياست الگوسازي و الگوستيزي

واقعيت هايي وجود دارند كه گاه پرده ي زمان يا غبار غفلت, اندام هاي آن ها را از ديده ها فرو مي پوشانند; چنان كه گاه ديدگان ما, از مشاهده آن ها محروم مي مانند. در اين فرصت, قصد داريم كلامي چند درباره ي يكي از ترفندهاي دشمنان بيان كنيم; اما پيش از آن, اين يادآوري را لازم مي دانيم كه سياستمداران بيگانه به طور طبيعي در برخورد با انقلاب اسلامي از روش ها و راه كارهاي ويژه اي بهره مي گيرند. اما هر چه هست, مهم اين است كه آنان از همه امكان و توان خويش براي مقابله با حق استفاده مي كنند. درست برخلاف ما, كه نيروها, امكانات و توانايي هاي گسترده و مجموعي خويش را عملا پراكنده و متشتت مي سازيم و به اهداف دشمنان حتي از همين طريق مدد مي رسانيم ! بگذريم. . . كه سخن در باب يكي از شگردهاي ستيزندگان با نور و روشني است. حقيقت اين است كه دشمنان سوگند خورده ما, دقيقا تابع يك سياست الگوسازي دقيق و ظريف هستند كه با كمال تاسف, ما مسلمانان به طور اعم و ما ايرانيان به طور اخص, يا فاقد آن هستيم و يا اگر خوش بينانه تر بگويم درصد پايين تري از اهميت و اعتبار را براي آن قائليم. در سياست الگوسازي, گاه ساليان سال بر روي يك موضوع, يك شخصيت, يك انديشه, يك منش و.. . كار مي شود, تا آن چه مورد نظر دشمن است, به گونه اي تدريجي و آرام, بر روي جامعه مورد نظر, تاثير بگذارد. آن گاه در فرصتي مناسب, آن موضوع , آن شخصيت, آن انديشه, يا آن منش را آشكارا و بارز و برجسته مي كنند و از چنين وسيله از پيش آماده شده اي براي تحرك ها, شيطنت ها و حق ستيزي هاي خود, سود مي جويند. اين به اصطلاح پروژه با ضد آن تكميل مي شود. به اين معنا كه همزمان يا با كمي فاصله تلاشي وسيع و دامنه دار را در جهت تخريب و بمباران موضوع ها, شخصيت ها, انديشه ها و منش هاي متعالي و متضاد با اهداف خود را آغاز و پي گيري مي كنند. بر اين اساس, دشمن در اين جهت به دو گونه عملكرد مبادرت مي ورزد: الگوسازي (برجسته سازي آن چيز و آن كس كه خود مي خواهد) و « الگوستيزي » (تخريب و تضعيف آن چيز يا آن كس كه در تضاد با اهداف و آرمان هاي شيطاني و سلطه جويانه ي اوست. سياست الگوسازي يا شبيه سازي و الگوستيزي يا الگو براندازي را دشمنان براي آسان تر كردن راه هاي حمله و هجمه به مباني انديشه و عمل , مقدسات و ارزش هاي متعالي مكتبي و انقلابي, به طور گسترده و دقيق, به مرحله ي اجرا درمي آورند. ناگفته پيداست كه چنين تلاش نامقدسي , هنگامي براي دشمن كارسازتر و مفيدتر مي افتد كه غفلت يا تغافل ما افزون تر شود و عمق فاجعه در آن جا احساس مي شود كه ببينيم متاسفانه گاهي كساني در جبهه خودي, دانسته يا ندانسته, مروج و مبلغ چنين خواسته هايي براي دشمنان مي شوند و حاصل چنين فرآيندي, البته به سود هر چه بيشتر دشمنان و سهولت پيش روي هاي آنان تمام مي شود. نگاهي به مجموعه تلاش هاي گسترده نظامي و اقتصادي مخالفان ما, نشانگر آن است كه اين عرصه ها, امروزه به مثابه شمشير شكسته و زنگ زده اي در مصاف با نيرومندترين سلاح هاي هسته اي عمل مي كنند. بر اين اساس, سياست تهاجمي و تدافعي دشمنان ما, عمدتا در پهنه ي فرهنگ تمركز و تبلور مي يابد. بنابراين اگر مي بينيم تلاش مي كنند تا امكان تاسي مردمان را به رهبران ديني تضعيف كنند, يا نهادهاي انقلابي و مردمي را به بهانه هايي واهي و گاه با نقشه ها و سناريوهاي خودساخته, از نظرها بيندازند, يا حق مداران و پاسداران انديشه هاي ديني را به غربت بكشانند, يا مرزبانان حماسه جاويد دفاع مقدس را به فراموشي بسپارند و افراد ديگري را با رنگ و لعاب هاي تازه, به عرصه بياورند و در مقابل آنان قرار دهند. اين همه, در راستاي همان سياست الگوستيزي و الگوسازي, قابل بررسي است. در واقع, استعمارگران با همه توان مي كوشند تا نمونه هاي اعلاي فكري و عملي را از دسترس توجه و منظر مراجعه ها به دور بدارند و خلا ناشي از اين عمل را با ساختن و پرداختن الگوها و چهره هاي تازه و ارائه ي آن ها با شيوه هاي تبليغي نوين, پركنند. با چنين نگاهي است كه متاسفانه ما امروزه شاهد پيش روي هاي گام به گام دشمنان در عرصه هاي گوناگون فرهنگي هستيم. البته اين گام ها, گاه نيز چنان بلند و پرشتاب و فزاينده مي شوند كه فرصت سرخاراندن را هم به كسي نمي دهند. اگر امروزه برخي تلاش مي كنند كه وقيحانه رهبري هاي بي بديل امام راحل عظيم الشان را به زير سوال ببرند يا با اركان نظام ستيزند, آيا جز در اين راستاست يا اگر كساني تلاش مي ورزند با اندك بهانه اي, نهادهاي انقلابي و برآمده از متن جامعه و مردم را مورد حمله ي ناجوانمردانه قرار مي دهند گر چه ممكن است احيانا ايرادها و انتقادهايي هم بر آن نهادها وارد باشد و بر چه كس و چه نهاد و كاري ممكن نيست و يا اگر دشمنان به ترور فكري شخصيت ها و افراد كارآمد مي پردازند, يا حتي اگر ما را درگير مباحث لفظي و كلامي مي كنند, يا اگر شاهد و ناظر تنوع و تكثر رسانه هاي استكباري در گستره ي جهان هستيم, رسانه هايي كه صدا به صدا مي اندازند و در اقصي نقاط جهان به گونه اي گسترده, فشرده و دايمي, به فعاليت و سم پاشي و تخريب مباني اعتقادي و انقلابي ملت مسلمان ايران مي پردازند و بدون ترديد اين تكثر و تنوع, براي آن است كه مخاطبان را مورد تهاجم تبليغي و بمباران شبهه افكني و شايعه سازي و توطئه گري قرار دهند, به گونه اي كه هيچ فرصتي براي مخاطبان در جهت انديشيدن و گزينش و تشخيص درست از نادرست فراهم نيايد و بر اثر چنين حجمي از هجمه و تحريف و تبديل حقايق , مخاطبان در وضعيتي همچون شرايط مناطق مسكوني بمباران شده, عملا امكان هرگونه تلاش و تقابل فوري و موثر را براي رويارويي با برنامه ها و اهداف مخرب دشمنان, از دست بدهند. اين ها, همه در راستاي همان سياست الگوسازي و الگوستيزي دشمنان, قابل تبيين است. همچنين, هرگاه استعمارگران از دهكده جهاني يا نظم نوين جهاني, يا جهاني سازي و نظاير اين ها سخن به ميان مي آورند يا از حركت هاي مشكوكي كه گاه در كشور خودمان ديده مي شود, علنا پشتيباني مي كنند و با وقاحت تمام, به تصريح يا تلويح, از كساني خاص, يا از جريان هايي ويژه جانبداري مي كنند, دقيقا به معناي همان سياست استعماري الگوسازي هاي يك سونگرانه به نفع مستكبران و به زيان مستضعفان جهان, ارزيابي مي شود. علاوه بر اين نقشه هاي شوم و شيطاني ابليس هاي جهاني و البته به نظر مي رسد با نوعي زمينه سازي و برنامه ريزي از سوي آنان پاره اي از عناصر ناآگاه, يا مفسد يا مغرض يا مرعوب و تطميع شده ي داخلي نيز با طرح شبهه افكني هاي بي مورد, با زير سوال بردن افتخاران چندين ساله , با كوچك و حقير جلوه دادن برخي تلاش هاي والا و ارزشمند, با طرح موضوع هايي به ظاهر پرجاذبه و فريبنده, با تلاش براي كاستن شور انقلابي, با روشنفكر نمايي, با القاي موذيانه پاره اي از موضع گيري هاي نسنجيده و ناصحيح, با مظلوم نمايي هاي دروغين, با تمركززدايي قدرت ديني و ناسازگار جلوه دادن آن با برخي از مفاهيم , با منزوي ساختن نيروهاي كارآمد و تاثيرگذار و خلاصه با طرح شعارهايي انحرافي و گاه بسيار موذيانه, تلاش مي ورزند تا باورهاي اصيل ديني و انقلابي مردم را خدشه دار ساخته, شور و شعور و شكيبايي مثبت آنان را به نوعي بي تفاوتي, يا سستي و تساهل و يا حتي تضاد و تقابل, بدل سازند و در واقع آن چه را كه بايد باشد, به آن چه كه خود مي خواهند تبديل كنند و تغيير دهند! در همين راستا و براساس همين سياست است كه مي بينيم برخي افراد موجه و اصيل و ارزشمند عرصه هاي سياست, شهادت, ديانت و.. . مورد كم مهري و بي توجهي قرار مي گيرند و گاه به محاق مي افتند! اما در برابر آنان افراد و الگوهاي ديگري قرار داده مي شوند. به همين گونه مي توان به چهره پردازي هايي كه بلندگوهاي خارجي از افراد مختلف مي كنند, اشاره داشت و يا حتي به كساني اشاره كرد كه در رسانه هاي جهان به فعاليت مشغولند و همواره مورد حمايت دشمنان قرار دارند و يا به افرادي توجه كرد كه به نوعي انقلابي هاي نادم و تواب هستند! يا مثلا به افرادي اشاره داشت كه تمايل شديد به مطرح شدن و اظهار فضل كردن هاي گوناگون دارند و نظاير اين ها.. . آيا اين همه را در چه جهتي بايد مورد ارزيابي قرار داد بنابراين, مي بينيم كه كار الگوسازي و الگوستيزي توسط دشمنان, امروزه بويژه به مدد وسايل ارتباط جمعي جهان, كار دشواري نيست , بلكه دشواري در اين است كه ما, همواره هشيار و بيدار باشيم و مرعوب حجم تبليغات و تلقينات دشمنان خارجي و داخلي نشويم و پيوسته با تاكيد بر استمرار راه روشن اسلام و انقلاب تا رسيدن به ساحل, سرزنده و با نشاط و بيدار دل باقي بمانيم و براي پيروزمندي و پرواز و بالندگي, تنها از الگوها و اسوه هاي حسنه پيروي كنيم, تنها از حق دفاع نماييم و پيوسته با حق باشيم كه « حق » همواره پيروز است.

Wednesday, February 01, 2006

سر ریز اندیشه


یک نقطه ي سیاه
چشم هایش را کمی مالید . همه چیز را سیاه می دید . دوباره چشم هایش را مالید . باز هم همه چیز به نظرش تیره و سیاه بود.
راه افتاد و به طرف آینه پیش رفت وقتی خودش را در آینه برانداز کرد، خودش هم یک نقطه ي سیاه بود
جایزه
صدای کف زدن در دانشگاه معتبر دهکده ی جهانی پیچید. مراسم اهدای جایزه ی صلح بود . نام یک جانی با سابقه از بلندگو خوانده شد.
جانی به جایگاه رفت و جایزه اش را دریافت کرد . اما با کمال از خودگذشتگی آن را به یکی از ملت های محروم بخشید. لحظاتی بعد، آوار، چند تن از فلسطینی ها را زیر گرفت
نویسنده
مرد، همچنان تند و تند داشت می نوشت . همسرش بر سرش داد کشید که
تا کی می خواهی همین طور این جا بنشینی و کاغذهای سفید را سیاه کنی؟
مرد در حالی که باز هم می نوشت ، پاسخ داد - هیچ می دانی که یک خواننده ی خوب با دیدن همین سیاه کاری های من و عبرت گرفتن از آن ها می تواند به کشف سرچشمه ی سپیدی و سپیده ی فرهیختگی دست يابد؟

Monday, January 09, 2006

وبلاگ های من

هر دو روى سكه عشق

زمين، زيبندگى و طراوت خويش را وامدار سبزينه ي عطاى تو مى‏باشد و هر چه درخت و بهار و گل و زيبايى است، به يُمن لقاى مبارك تو، زندگانى و سرسبزى و معنا يافته است
از هر دهانى كه نام تو را بخواند، عطر گل محمدى و رايحه همه خوبى‏ها مى‏تراود! از هر دلى كه پايگاه ياد مقدس و باشد، جوانه‏هاى بالندگى و برازندگى سر برمى‏كشد و هر فرشى كه به نام تو در زمين گسترده شود، سر بر آسمان خواهد ساييد
اى آقاى بزرگوار! عشق، هر دو روى سكه‏اى است كه مزيّن به تمثال مبارك توست
مهر، آيتى است كه به ديده‏ها و دل‏هاى ما سپرده‏اند تا صميمانه آن را نثار مقدم يار مهربانى چون تو سازيم
زلالى آب، كجا مى‏تواند بيانگر روشناى چهره پاك تو باشد؟! خورشيد، كِىْ مى‏تواند كاينات را همچنون وجود پاك تو، نورانى كند؟
چه كسى را توان آن است كه تو را بسرايد؟ داستان محبت هم تنها به نام تو شكل مى‏گيرد و روح مى‏يابد. زندگى بى‏حضور وجود تو، بيغوله‏اى بيش نيست
هر پايگاهِ جان و دلى كه خالى از نام مقدس تو باشد، هيچ جلوه و جايگاه و جلايى نخواهد يافت
اى اميد آخرين! اى ذخيره برترين! نگاه بهارآفرين خويش را از ما، دريغ مفرما

Saturday, December 17, 2005

تصدیق حق

حقیقت چیست ؟ حقیقت اصل و ریشه است. حقیقت ، واقعیت مقدسی است که نمود اولیه و مهم آن خداوند است و آنچه که او برای تامین و تضمین سعادت بشر و جامعه ي انسان در نظر گرفته است
در واقع ، حقیقت مطلق جهان یعنی آفریدگار ، برای فرد و جامعه حقوقی مقرر داشته است، که شناخت آنها برای هر صاحب شعوری ضرورت دارد. این حقوق آن چنان روشن و منطقی هستند که جز آدم بی شعور، همگان با آن آشنایند و آن را به خوبی می دانند و می شناسند. این دانستن و شناختن البته نیاز به عمل کردن دارد. به همین جهت است که ترس از مردم، یا هر عامل دیگری نباید آدمی را از رعایت حق بازدارد
بی جهت نیست که گفته اند : حق را باید گفت اگر چه به زیان انسان باشد و باز به همین دلیل است که آن که حق با اوست، گفتاری قاطع و موثر ، و طرفدارانی از گروه حق گرایان دارد و هم از این روست که اگر کسی دربرابر حق، خوار شود بسیار عزیزتر از آن کسی خواهد بود که با گرایش به باطل عزت جوید
پس حق هسته ي اصلی جریان و روند زندگی است و حقیقت برترین واقعیت هستی به شمار می آید. بنابراین چه کسی جز آدمی نا آگاه و نادان ، می تواند از حقیقت بی اطلاع باشد ؟از سوی دیگر ، آن کس که از حقیقت آگاه است و به تصدیق حق می پردازد، در واقع زمینه های عمل به حق را در خویش به وجود می آورد و با نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به مبدا حق و به خداوند ، درراه اشاعه ي حق جویی و حق طلبی گام برمی دارد. اما آن کس که حقیقت را دروغ می پندارد ، بدون شک تبهکاری بیش نیست. چرا که اولا خود چشم از حقیقت پوشیده و واقعیتی را انکار کرده، ثانیا با فاصله گرفتن از آن ، سدی در برابر جریان حق خواهی و حق طلبی فراهم آورده و حتی به نوعی تقابل با حقیقت دست یازیده است وچنین کسی آیا تبهکار نیست

Thursday, December 01, 2005

از چه مى‏نالى؟

از چه مى‏نالى، حال آن كه تن بيمارى ندارى؟
پس اگر فرداى تو، آميخته با ناسلامتى شود؛ چگونه خواهى بود؟
هر آن كس كه زندگى را بارى گران بداند، خود گران بارى بر دامان زندگانى خواهد بود
و هر آن كه خويشتنى نازيبا را دارا باشد؛ در تمامى هستى، چيزى را زيبا نخواهد ديد
بكوش تا از نعمت بامدادى بهره ور گردى و از زوال آن، بدان پايه مهراس كه از دستش بنهى
پرندگان، بر فراز تپّه‏ها به كنه پگاه پى مى‏برند و در حالى كه دشمنان آن ها نغمه سرايى مى‏كنند؛ آسمان را در تملكّ خود دارند
آيا اين ننگ نيست كه تو همچنان نادان بمانى؟
از چه مى‏نالى، حال آن كه تن بيمارى ندارى؟
هر گاه خودت خوب وزيبا باشى، همه‏ى وجود را زيبا مى‏يابى

Tuesday, November 22, 2005

دعاى نفت نوشته‏ى نهاد الغادرى ترجمه ی جواد نعيمی


بار الها! از اين نفت به پيشگاه تو شكايت مى‏آوريم، و اين شِكوه‏ى مظلومانه‏اى از ظالمان است! نزد تو شكايت مى‏كنيم از آن چه اشرار در پناه نفت مرتكب مى‏شوند : كفران نعمت‏ها و افزايش گناهان... خدايا! داد ما را از آنان بگير! ما، خير عام و فضل تمام تو را سپاس مى‏گوييم. نه كفران مى‏ورزيم و نه زبان به انكار مى‏گشاييم
كردگارا ! اين نفت ، رانده شده ‏اى بيزار است . بيزارى ستمديده كه (استعمارگران و سلطه جويان و غارتگران) به وسيله‏ى آن بر جهانيان تكبّر مى‏ورزند و بر دوستان و نزديكان برترى مى‏جويند. به وسيله‏ى آن بر گردن‏ها، بند مى‏نهند و به وسيله‏ى آن ، ضمير و شخصيت انسان‏ها را مى‏فروشند و فدا مى‏كنند.! آنان، مردمان آزاده را با بهره‏گيرى از نفت ، برده مى‏سازند و پيوسته در شيپور ستم و باطل مى‏دمند ، در حالى كه بايد بدانند سلطه‏ى آنان فرو ريختنى و از ميان رفتنى است
آن پليدان (استعمارگران) كه با استفاده از آن نيرو - نفت - حكم مى‏رانند و مالك مى‏شوند ، عبث كاران مجنونى بيش نيستند
خدايا ! اين نفت ، بيزارى جوينده‏اى مظلوم است . آن ، پاره‏اى از بخشش توست و بخشى از خير و خوبى تو، كه به وسيله‏ى آن ، مردمان را گرامى داشتى . تو از آن اراده‏ى خير داشتى و آن‏ها در راه شّر ، آن را به خدمت گرفتند
الها ! نفت از سوى تو نعمتى بود ، امّا آن غارتگران ، با سلطه‏ى خويش، آن را به عقوبت و رنج و سختى بدل ساختند پروردگارا ! تو نفت را در سرزمين اعراب و مسلمانان آشكار ساختى تا امتّى را كه محمّد بن عبدالله (ص) را به هدايتگرى آنان برگزيده‏اى ؛ اعتلا بخشى و گرامى بدارى. امّا فاسدان آن را به حامى بوش و امثال او بدل ساختند و به گونه‏اى آن را به استخدام گرفتند كه در سرزمين ما ، فساد و بيم بكارند و شرافت امّت را پايمال كفش هاى شوار- تسكوف كنند
آفريدگارا! ما به تو شكايت مى‏كنيم، به داد خواهى نفت مظلوم! خدايا! سلطه‏ى استعمارگران را بر آن از ميان ببر؛ چرا كه آنان ، به سرقت دست يازيدند، حال آن كه نفت، نفتِ ما بود. آن را صادر كردند، در صورتى كه ثروت ما بود. در آن افراط ورزيدند، در حالى كه گنجينه‏ى سرزمين ما بود. و آن را به هدر دادند، حال آن كه امان ملّت ما بود
خدايا ! ما اهل نفت - برخى از ما دردمندان- به تو شكايت مى‏كنيم . چه آن كه آن‏ها به وسيله‏ى نفت، ما را به ذلّت كشاندند و اين در همان هنگام بود كه ما بسيار گرامى بوديم. گام‏هاى بيگانگان را بر سرزمين ما گشودند ، حال آن كه ما ، آزادگان بوديم . آنان حرمت ما را شكستند و اخلاق ما را فاسد كردند ، در صورتى كه اخلاق؛ نگاهدارندى ما از نابودى و بازدارنده ى ما از كفر بود
بارالها ! دارند با اين نفت در سرزمين ما، شرع اسلام را ملغى مى‏كنند تا به بت‏ها مشروعيت ببخشند! اين تيره روزانِ كافرِ پست، غوطه خوران در خونِ حرامند
خدايا ! هيچ گناهى به وقوع نپيوسته مگر اين كه در وراى آن نفت بوده است . هيچ خيانتى صورت نگرفته است، جز در پناه نفت و هيچ ذلّتى پديد نيامده است مگر به واسطه‏ى نفت
كردگارا ! همه‏ى بندگان تو آزاد آفريده مى‏شوند ، مگر در اين سرزمين كه انسان در آن برده به دنيا مى‏آيد ، برده وار زندگى مى‏كند و سرانجام هم برده مى‏ميرد
خدايا ! ما به تو كافر نمى‏شويم . به قدرتت شك نمى ‏ورزيم و جز به عدل و قضاى تو ايمان نداريم
خدايا ! آگر مى‏پرسيم ، سؤالِ مؤمن ديندار است ، نه سؤال شكاك كافر
خدايا ! چگونه است كه انسانى عرب زاده مى‏شود و با قدرت و سلطه‏ى آن‏ها ، به آمريكايى تغيير ماهيت مى‏دهد؟! و چگونه است كه آزاد و قدرتمند به دنيا مى‏آيد ، امّا همچون موشى ضعيف و ناتوان ، در چنگال سلطه‏ى آنان اسير مى‏شود؟
خدايا ! اعتراضى بر آنچه انجام مى‏دهى نيست . امر اول و آخر از آنِ توست
الهى ! ما ، از شرّ آنان به تو پناه مى‏آوريم و از سلطه‏ى نفت آنان ، به سوى قدرت تو راه مى‏پوييم و از فرش طغيان آن‏ها به سمت عرش عدالت تو مى‏گريزيم
پروردگارا ! ما مى‏پرسيم ، امّا اعتراض نداريم . بارالها ! يا نفت ما را به ما باز گردان و با آن را براى غارتگران، همچون جهنّمى سوزان بساز و در حلقوم‏هاى‏شان چون زقّوم ! و هم آتشى بر جان‏هاى شان بيفكن و نيز ريسمانى از ليف خرما ، بر گردن شان ! تبتّ يدا ابى لهب و تبّ
آفريدگارا ! خير جهان شمول و همگانى‏ات را از چنگال‏هاى اين جرثومه‏هاى پليد ، رهايى بخش . ما را قدردانِ نعمت‏هايت قرار ده و سايه‏هاى شوم كابوس را از سينه‏هاى ما بزداى
خدايا ! ما را از تنگناها ، برهان و فرج و گشايشى در كارهاى ما پديد آور، كه تو ، هماره رحم كننده‏ترين رحم كنندگان و عادل‏ترين عدالت پيشگانى ، اى خدا

Thursday, November 17, 2005

نمايه ي معنا

خواهرم حجاب افتخار توست ميراثي گرانقدر است سپرده بر دست هاي مباركت
حجاب، تلالو شبنم بر چهره ي زيباي گل است
حجاب، فرياد جرس تقواست
حجاب، آواي ملكوتي جمال طبيعي معنوي زن است
حجاب، ترنم ايمان بر لبان گوياي بي زباني است
حجاب، تضميني براي تداوم خط زيباي شرافت است
حجاب، زمزمه ي بلند گوهر پاكي است
حجاب، تداوم بخش آيه هاي مهرباني متقابل همسران است
حجاب، بوته ي خوشبوي گل عفاف است
حجاب، سپري است قوي ، در برابر شمشيرهاي تهاجم فرهنگي
حجاب، تحميل محروميت بر مستعمره هاي شيطان نشين است
حجاب، خلوص و جلوه گاه اراده ي زن مصمم و مسلمان است
حجاب، سند اطاعت از فرمانده هستي است
حجاب، زنجيري گران بر ديو گناه است
حجاب، نويد سپيده دمان عزت و افتخار و آزادگي است
حجاب، نشانگر وقار، علامت افتخار و بيانگر نيكي و كردار است
حجاب، نمايه اي از مصونيت در برابر آفات اجتماعي و كينه هاي پليدان است
حجاب، روشناي انديشه هاي بلند و خداپسندانه است
حجاب، بند محكمي بر پايه هاي شهوات است
حجاب، منشور والاي آگاهي است
حجاب،گام هاي بلند انسان در كوچه هاي معاني است
خواهرم سند زيبنده ي افتخار، بر قامت موزون انديشه و عملت ، همواره پايدار باد

Monday, November 14, 2005

دریا، پرنده، پرواز

پرسیدم : به چه می اندیشی ؟
گفت : به دریا
پرسیدم : آبی ؟
گفت : آبی و سرخ و سفید
پرسیدم : پرنده می جویی ای پرواز ؟
گفت : پرنده و پرواز، آواز و آغاز
پرسیدم شبستان ماه را می بینی ؟
گفت : پر از ستاره و قندیل سرخ و نورانی است
پرسیدم : خورشید رویان راچطور ؟
گفت : روشنگران همیشه می تابند
پرسیدم : از عشق چه می دانی ؟
گفت : سینه سرخان مهاجر، بوسه بر خنجر زدند
پرسیدم : ایمان ، معطر است ؟
گفت : شمیم شامه نواز زندگانی است
پرسیدم : آفتاب در کدام سوست ؟
گفت : هر جا که روی شهیدان به سوی ما باشد
پرسیدم : به چه می اندیشی ؟
گفت : به دریا ، به بی کرانه ی جاودانگی ، به شهیدان راه خدا

كتاب

كتابي كه همواره تاب انديشه ها را تكان ندهد كتاب ناب نيست
كتاب تنها درختي است كه برگ ريزان ندارد
كتاب خوب پلي است كه مارا به ساحل دانايي می رساند
هرباغچه اي يك كتاب خانه وهر گلي يك كتاب قطور است
دریاها واقيانوس ها كتاب هاي آبي طبيعت اند
چه بسا كتاب هايي كه تنها كت و شلواري زيبا بر تن دارند

Tuesday, November 08, 2005

کتاب شناسی جواد نعیمی

1-آوایی در سکوت / قم : انتشارات نسل جوان، 1356، 264 ص. جیبی، (مجموعه ی مقاله و شعر).
چاپ دوم : 1357 .
چاپ سوم : 1358 .
2-سپاه فیل / نقاش : صندوقی – مشهد : انتشارات طوس، 1357، 31 ص. [قصه های مصور اسلامی ، 1]
3-خونی که در رگ تاریخ می دود : نمایش گونه ای در چند پرده / مشهد : طوس ، 1357 ، 44 ص.
4-غدیر خم / نقاشی : صندوقی – مشهد : طوس 1357 ، 31 ص. [ قصه های مصور اسلامی، 1]
5-اشک قلم / قم : انتشارات پیام اسلام، 1357 ، 101 ص. (مجموعه ی شعر).
6-حرّ ، شهید آزاد / مشهد : طوس، بی تا ، 32 ص. [قهرمانان مبارز شیعه، 2]
7-قارون / مشهد : طوس، بی تا ، 32 ص. [قهرمانان مبارز شیعه، 3]
8-دیدار با امام زمان (ع) / مشهد : طوس، بی تا ، 32 ص. [قصه های مصور اسلامی، 4]
9-حجر بن عدی / نقاش : صندوقی . - مشهد : طوس، بی تا ، 24 ص. [قهرمانان مبارز شیعه ، 4]
10-نهضت مختار / نقاش : صندوقی . - مشهد : طوس، بی تا ، 24 ص. [قهرمانان مبارز شیعه ، 4]
11-غدیر خم، بزرگترین رویداد تاریخ / مشهد : طوس، بی تا ، 32 ص.
12-چهره ی انقلابی هنر / قم : انتشارات نسل جوان، 1358، 122 ص. جیبی. (مجموعه مقالات).
13-حادثه ی ناگوار / مشهد : طوس، 1359، 32 ص. [سفرهای پرماجرا، 1]
14-یک رویداد مرموز / مشهد : طوس، 1359، 32 ص. [سفرهای پرماجرا، 2]
15-به سوی اقامتگاه / مشهد : طوس، 1359، 32 ص. [سفرهای پرماجرا، 3]
16-در جستجوی نور / مشهد : طوس، 1359، 32 ص. [سفرهای پرماجرا، 4]
17-پایان راه / مشهد : طوس، 1359، 32 ص. [سفرهای پرماجرا، 5]
18-با کاروانیان ایمان / مشهد : طوس، 1359، 32 ص.
19-بال طلایی پرواز / مشهد : طوس، 1359، 32 ص.
20-در اوج قله ای بلند / مشهد : طوس، 1359، 32 ص.
21-تلاش تا رهایی / مشهد : طوس، 1359، 32 ص.
22-حضرت محمد (ص) / نقاش : صندوقی . - مشهد : طوس، بی تا ، 24 ص. [زندگانی چهارده معصوم (ع)، 1]
23-حضرت علی (ع) / نقاش : صندوقی . - مشهد : طوس، بی تا ، 24 ص. [زندگانی چهارده معصوم (ع)، 2]
24-حضرت فاطمه (س) / نقاش : صندوقی . - مشهد : طوس، بی تا ، 24 ص. [زندگانی چهارده معصوم (ع)، 3]
25-حماسه ی ایمان / نویسنده صناوی، تصویرگر : پرویز حیدرزاده.- تهران : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1365، 23 ص. (ترجمه ای از عربی)
چاپ دوم : 1357
26-غدیر، برکه ای و دریایی / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت فرهنگی)، 1370، 210 ص.
27-بانوی اول ، صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا (س) / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت فرهنگی)، 1370، 165 ص.
چاپ های دوم و سوم : 1373
28-داستان چیست و چگونه نوشته می شود / مشهد : کتابستان مشهد، 1370، 74 ص.
29-پیچک سبز خیال / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1370، 194 ص. (مجموعه ی مقاله ، نثر ادبی و شعر)
30-از صدای سخن عشق / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1370، 242ص. (مجموعه ی مقاله های فرهنگی، اجتماعی، ادبی)
31-چکاوک / تهران : نشر بلیغ، 1371، 93 ص (مجموعه ی شعر و قصه و خاطره برای کودکان و نوجوانان).
32-آفتابی در هزاران آینه، پرتوی از زندگانی تابناک امام مجتبی (ع) / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1371، 210 ص..
33-محمد (ص) پیامبر آزادی بخش / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1372، 232 ص. ویرایش دوم .
(نخستین چاپ این کتاب را دارالکتب الاسلامیه ، در سال 1358، در 329 صفحه ی جیبی ، به انجام رسانیده است).
34-حکایت های شیرین / مشهد: نشر خاطره، 1372، 48 ص. جیبی. (ترجمه از عربی)
چاپ دوم : 1373 .
35-سرود سبز باران به ضمیمه ی بالهای زخمی پروانه ها / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1372، 104 ص.
چاپ نخست بالهای زخمی پروانه ها در سال 1370، از سوی معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلای انجام یافته است.
36-قصه هایی اززندگانی معصومین (ع) / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)،1373، 97 ص.
37-قنوت سرخ صنوبر، یادمان هماره سبز خورشید، حضرت امام حسین شهید (ع) ویژه ی جوانان و نوجوانان ) / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1373، 97ص.
38- شکرخند، زیباترین لطیفه های ادبی/ مشهد:، نشر خاطره، 1373، 94 ص. جیبی. عنوان روی جلد : لطیفه های شیرین ادبی.
39-بچه آهو ، سروده هایی برای کودکان / مشهد : ترنج، 1373، 42 ص. چاپ دوم : 1373 (در قطع خشتی کوچک)
40-حکایت های دلنشین / مشهد : نشر الف، 1373، 48 ص. (ترجمه از عربی).
چاپ دوم : 1374
41-غنچه های نور در آیینه زاران / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1374، 55 ص. (مجموعه ی نثر ادبی)
42-سرمه ی بیداری (شطحیات) / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1374، 143 ص.
43-قصه های نماز / تهران : مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت پژوهشی)، 1374 ، 96 ص.
44-بر آفتاب سلامی، با سرایندگان در ستایش معصومین (ع) / مشهد : موسسه ی انتشاراتی گوهر سیّاح، 1375، 195 ص.
45-گلبرگها، نکته ها و حکایت های خواندنی / مشهد : گوهر سیّاح، 1375، 160 ص.
46-شوق پرواز (حکایت ها و نکته های خواندنی درباره ی نماز) / مشهد : گوهر سیّاح، 1376، 80ص.
47-کتاب و کتابخوانی در آیینه ی رهنمودهای مقام معظم رهبری / تدوین برای دفتر مقام معظم رهبری (مدیریت ویژه ی نشر آثار) تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377 ، 364 ص.
چاپ های دوم تا ششم : تا سال 1382
چاپ هفتم : 1383
48-بوی گل محمدی / مشهد : نشر جلیل، 1377، 86 ص. [ چشمه ی خورشید، 1 ]
چاپ دوم : 1381
49-قارون و گنجهایش / تصویرگر : مجتبی طباطبایی – تهران : نشر پیدایش ، 1378، 98 ص. (مجموعه ی داستان های قرآنی برای نوجوانان)
چاپ دوم : تابستان 1378
50-دخترک و نقاشی / نقاش : لاله خرّازیان – مشهد : کارستان ، 1378، 16 ص.
51-نازبوها / تصویرگر : ترانه نائینی – مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی (شرکت به نشر) ، 1378، 12 ص.
چاپ دوم : 1380 .
چاپ سوم : 1381 .
چاپ چهارم : 1382 .
52-پسرک و توپ / تصویرگر : لاله خرازیان – مشهد : آیین تربیت، 1379، 12 ص.
53-قصه ها و پندهای لقمان / مشهد : راز توکل ، 1379، 61 ص.
54-گوهری در صدف کعبه : قصه ی زندگانی امام علی (ع) / مشهد : نشر جلیل، 1379، 72 ص. [چشمه ی خورشید، 2]
چاپ دوم : آبان 79
چاپ سوم : آذر 79
55-ماهی دم نقره ای / تصویرگر : هانیه صباغیان – مشهد : موسسه ی فرهنگی ، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، 1379، 12 ص.
56-موشها و سکه ها / تصویرگر : میمنت جودی پور. - مشهد : موسسه ی فرهنگی ، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، 1379، 12 ص.
57-قصه ی من : حکایتی از زبان کتاب / تصویرگر : لاله خرازیان . – شرکت به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) 1380 ، 32 ص .
چاپ دوم : 1382
58-گزیده ی ادبیات معاصر / تهران : نیستان ، 1380، 87 ص.
59-باغ حکایت و لبخند / مشهد : نشر جلیل ، 1380، 170 ص.
چاپ دوم : 1382
60-قصه ی زایر کوچک / تصویرگر : لاله خرازیان . – مشهد : نشر جلیل ، 1381 ، 36 ص.
چاپ نخست این کتاب در سال 1373 به صورت ضمیمه ی مجله زائر منتشر شده است .
[ از این کتاب در نخستین مراسم انتخاب کتاب سال خراسان (1382) تقدیر به عمل آمده است]
61-سبز مثل آدینه : مجموعه ی نثر ادبی در زمینه ی مفاهیم دینی و اجتماعی/ قم: بوستان کتاب، 1381، 96 ص.
62-جرعه ای از جام ولا / قم : بوستان کتاب ، 1381، 96 ص.
63-قصه های مادران معصومین (ع) : باغبانان گلهای آسمان و زمین / مشهد : به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) ، 1381 ، 150 ص .
چاپ دوم : 1383
چاپ سوم : 1384
64-دنیای قصه و افسانه / مشهد : نشر جلیل، 1381، 173 ص .
65-در پی محمل جانان / مشهد : به نشر ، 1382 ، 72 ص.
66-شاخه ی طوبا / مشهد : نشر جلیل، 1382 ، 88 ص. [چشمه ی خورشید، 3]
67-ماه تنها / مشهد : نشر جلیل، 1382 ، 80 ص، [چشمه ی خورشید ، 4]
68-حکایت ها و نکته های خواندنی / مشهد : نشر جلیل، 1382، 144 ص. (ترجمه از عربی)
69-سبزپوشان باغ بهشت / مشهد : به نشر ، 1383 ، 80 ص.
70-گل واژه های عاشقانه / بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ، 1383، 72 ص.

معرفی

به نام آن كه دل پروانه ي اوست
شناسنامه ام به من مي گويد : در يكي از روزهاي تابستان سال 1335 در شهر مقدس مشهد ديده به دنيا گشوده ام. خطوط دفتر ايام هم به يادم مي آورد كه از همان كودكي به كتاب علاقه وافري داشته ام. بزرگ تر كه مي شوم ، در ادامه ي تحصيلات، رشته هاي برق و الكترونيك را برمي گزينم. اما در عمل به فعاليت هاي فرهنگي روي مي آورم و هرگز دست از دامان خواندن برنمي دارم. از حدود چهارده سالگي به نگارش و تدوين كتاب مي پردازم ولي نوشتن را به گونه اي جدي تر از پنج، شش سال بعد آغاز مي كنم كه اولين حاصل اين رويكرد كتابي مي شود به نام « آوايي درسكوت » محصول سال 1356 و بدين گونه رشته ي نوشتن را در دست مي گيرم چنان كه تا پايان سال 1383 آمارآثار چاپ شده ام به هفتاد عنوان كتاب و صدها مقاله در نشريات مي رسد
تدريس ، داوري مسابقه هاي فرهنگي ادبي ، مشاورت و كارشناسي كتاب (در پاره اي از موسسه هاي فرهنگي ) ، ويرايش ، همكاري با مطبوعات (عضويت در شوراي نويسندگان ) و سردبيري، مسئول صفحه و دبير سرويس پاره اي از نشريات نگارش برخي از برنامه هاي فرهنگي ، كتابداري و ... گوشه اي از فعاليت هاي مرا به خود اختصاص داده است
اينك پس از شناختي اجمالي ، در اين وبلاگ نگاه ناز شما را به معرفي نوشته هايم فرا مي خوانم و به تدريج بخش هايي از آثارم را مي آورم و نظرها و پيشنهادهاي سازنده و دعاي خير شما خوبان را مغتنم مي شمارم
با اميد به شادكامي، بهروزي و رستگاري همگان

مشهد مقدس رضوي
جواد نعيمي

Sunday, November 06, 2005

اول دفتر

بسم الله الرحمن الرحیم
IN THE NAME OF GOD